رنج ‌نامه

متنفرم از آدمایی که خودشون سر تا پا شایسته‌ی یک صفت هستن و اون رو به دیگران نسبت میدن و بعدش هم خودشون رو به خریت میزنن.

واژه‌ی جدید

مسیحی‌نما

توپولف

توی هوای گرم اهواز هنگام ورود به هواپیما دم در به هر نفر یک بطری آب معدنی می‌دادند.

دوستم گفت: «یاد قربانی کردن گوسفند افتادم.»

بشر

آدم‌ها، با پله برقی، با آسانسورها، بالا و پایین می‌روند، با ماشین رانندگی می‌کنند، با یک دگمه در گاراژ را باز می‌کنند. بعد به باشگاه بدن‌سازی میروند تا چربی‌شان را آب کنند. توی 4000 سال ما دیگر هیچ پایی نخواهیم داشت، روی سوراخ ک.. های‌مان میخزیم، یا شاید مثل کرم روی زمین وول بخوریم. هر گونه‌یی خودش را ویران می‌کند. چیزی که دایناسورها را کشت، این بود که همه چیز دور و برشان را خوردند و بعد هم‌دیگر را خوردند و آخر سر به یک دایناسور رسیدند و آن مادرقحبه آنقدر گرسنگی کشید تا مرد.

چارلز بوکوفسکی

تواضع

اگه تمام درسام هم بيفتم اعتراض نمي زنم.

تيم سبز

گاهی تیم باید توپ را به عقب بفرستد، گاهی در عرض زمین بازی را وسعت دهد، همیشه به سمت هدف رفتن عاقلانه و میسر نیست. 

مسعود بهنود

سیاست‌زدگی

وقتی سیاست به زندگی‌تان تجاوز می‌کند، به سختی می‌توانید از آن دوری کنید. تنها در کشورهایی با دموکراسی‌های پیشرفته است که می‌شود از مزایای فراموش کردن سیاست برخوردار بود. اگر در کشوری زندگی کنید که مشکلاتش بسیار بسیار بزرگ باشد و سیاست در زندگی روزمره‌ی مردم حضور داشته باشد، آن وقت نمی‌توان از سیاست اجتناب کرد، حتی اگر خودتان هم تلاش کنید که از سیاست دوری کنید، سیاست بیست و چهار ساعت توی زندگی‌تان سبز می‌شود.

ماریو بارگاس یوسا

ظلم

همه چیز از نازکی پاره می‌شود ظلم از کلفتی.

مساله‌ی شخصی

وقتی ناپلئون پاک‌باخته با بار یک میلیون کشته روی دست از روسیه برگشت و زنش رو با یه نره‌خر تو رختخواب دید گفت: «خوب عاقبت یک مساله‌ی شخصی! برای تنوع هیچ بد نیست.»

از کتاب خداحافظ گاری کوپر نوشته‌ی رومن گاری

داستان دروغ و حقیقت

وقتی این دو موجود با هم راه می‌رفتند، به چشمه‌ای رسیدند. دروغ به حقیقت گفت: لباس خود را درآوریم و در این چشمه آب‌تنی کنیم. حقیقت ساده‌دل چنین کرد. در آن لحظه که در آب بود، دروغ لباس حقیقت را از کنار چشمه برداشت و پوشید و به راه افتاد. حقیقت پس از آب‌تنی ناچار شد برهنه به راه افتد، از آن روز به بعد ما حقیقت را برهنه می‌بینیم، اما بسا اوقات دروغ را هم ملاقات می‌کنیم که متاسفانه لباس حقیقت پوشیده است و طبعاً حقانیت خود را در نظر ما به تلبیس ثابت می‌کند.

بسیاری از جمهوریهای نوخیز قرن بیستم که کم‌وبیش در اروپا و آسیا و اخیراً آفریقا جان گرفته‌اند، از نوع این حقیقت‌های لباس حق پوشیده هستند و جمهوری‌های واقعی در واقع بی لباس و عریان مانده‌اند و بسا از شرمندگی روی ظاهر شدن برابر خلق را ندارند. 

از کتاب «از پاریز تا پاریس اثر دکتر باستانی پاریزی»

« ورودی‌های پیشین

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.