پرسپولیس

به قول شاعرا، خنده غنيمته؛ مخصوصاً وقتي چيز خنده داري در کار نيست.

بعد از مدت ها با قهرماني پرسپوليس از ته دليل خنديديم ، داد زديم ، بالا پريديم (مشابه حرکات قطبي) و خوشحالي کرديم.

مدت ها بود که واقعا در عدالت خدا شک کرده بودم. امروز هم بعد از اينکه خليلي با يک گل بسيار زيبا پرسپوليس رو جلو انداخت و سپاهان بازي رو به تساوي کشيد و تا قبل از گل پيروزي بخش سپهر حيدري با خودم مي گفتم حتماً خدا يک کاري مي کنه. واقعاً بي عداليتيه اگه چشم اين همه طرفدار توي ورزشگاه و پاي تلويزيون و راديو ، گريون بشه. بي عدالتيه اگه تيمي که يک فصل زحمت کشيده و شش امتياز هم ازش گرفته شده اينجا هم دچار بدشانسي بشه. بي عداليته اگه تنها مربي با اخلاق ليگ که فقط به توانايي هاي خودش تکيه کرد و هيچ مشکلي رو عامل بهانه جويي نکرد ، از رفتار خودش نا اميد بشه.

من به خدا اطمينان داشتم و خدا هم بعد از 96 دقيقه جوابم را داد.

 

۱ دیدگاه

  1. نیلوفر گفت،

    می 17, 2008 روی 11:31 ب.ظ

    شدیداً موافقم!


نظر بدهید