عدم تبریک روز زن

دو روزي از روز زن ميگذره. امسال به هيچ زني روز زن را تبريک نگفتم به يک طرف، اصلاً فرض کردم چنين روزي وجود ندارد. ممکنه بگين چه ابلهانه يا شايد از علت اين موضوع بپرسين.

علت اين کار متني بود که در وبلاگ زيتون خوندم که از آنجا که اين وبلاگ فيلتره متنش را در زير مي‌بينيد:

اگر روز زن نخواهيم، چه کسي را بايد ببينيم؟ مرده‌شور اين روز زن را ببرد! چپ و راست بهمان تبريک مي‌گويند! تبريک چي؟ که همسر خوبي هستي! خوب ظرف‌مي‌شويي و جارو پارو مي‌کني! ننه‌ي خوبي هستي! خوب گُه بچه مي‌شويي! خوب شب‌نخوابي مي‌کشي! خوب مريض‌داري مي‌کني! خوب مهمان‌داري مي‌کني! آفرين، دختر خوبي هستي! هر چه پدر و برادر و عمو و دايي و پدربزرگ و پسرعمو به تو مي‌گويند سر بالا نمي‌کني که جوابشان را بدهي! کارمند خوبي هستي! ! هميشه به موقع سرکار مي‌آيي و گاهي جور کارمندان مرد اداره‌ات را مي‌‌کشي. مقنعه‌مشکي و مانتو گشاد مي‌پوشي و چشم ناپاکان را از خودت دور مي‌گرداني! اين دوسه روز هر کس به من اين روز را تبريک گفت خواستم کله‌اش را بکنم! اگر من نخواهم همسر و مادر و دختر و خواهر و خواهر زاده و دختر عمومي خوبي باشم بايد چه کسي را ببينم؟ بابا به خدا من در درجه‌ي اول يک انسانم! حق و حقوق انساني‌ام را بدهيد، بقيه تعارفاتتان پيشکشتان! بهتان گفته باشم! نمي‌توانيد مرا با يک قابلمه و گلدان و ليوان و يک عطر و گردنبند خر کنيد! سال‌هاي سال شادي و رقص و رنگ را از من گرفته‌ايد و به جايش گريه و راهپيمايي و رنگ سياه هديه داده‌ايد. شغل‌هاي مهم را از من گرفته‌ايد و راه آشپزخانه را به من نشان داده‌ايد. مرده شوره‌تان را ببرد! مي‌توانيد چيزي بدهيد که اين‌ عقده‌ها را از روح من پاک کند؟ من دوست ندارم نه از روي دامنم و نه از زيرش هيچ مردي به معراج برسد! اصلا مگر زن فقط در رابطه با مردان تعريف مي‌شود؟ من اگر پدر و مادر نداشتم. شوهر نمي‌کردم، برادر نداشتم، بچه نداشتم اسمم را چه مي‌‌گذاشتيد؟ اسمم مي‌شد “بيچاره” و “طفلک” شوهر گيرش نيامده؟ نازاست؟ يتيم است؟ بيوه است؟ حقوق انساني‌ام را بدهيد بقيه پيشکشتان!

واقعاً حرفاش به نظرم درست رسيد. ما که کل سال چنين تفکري راجع به زن داريم و نمي‌تونيم از دستش خلاص شيم چه لزومي داره که تبريک بگيم و روز زن برگزار کنيم. شايد بگين اين روز يک نماده و هدفش اينه که هم اين موضوع را به صورت سمبليک يادآوري کنه. ولي من مي‌گم بهتره به جاي اين کار، رفتارمون اصلاح بشه. من مي‌خوام يک کم در راه اين تغيير گام بردارم.

بي ربط به موضوع:

از امروز، سه روز پر اضطراب کنکور شروع شد. امسال برادر من مجيد و پسرداييم محمد جزء گروه بزرگ کنکوري‌ها هستن. صبح ساعت شش از خونه راه افتاديم و همراه برادرم تا دانشگاه امام حسين (حوزه‌ي امتحاني برادرم) رفتيم. وقتي چهره‌ي پراسترس کنکوريها و پدرومادر‌هاي مضطربشون که دم در ايستاده بودن و دعا مي‌خوندن را ديدم، شروع کردم به فحش دادن به روزگار و زندگي و حکومتي که داره انرژي اين همه جوان را مي‌کشه. به هر حال اميدوارم کنکوري‌هاي ما هم سربلند از اين بزنگاه زندگيشون بيرون بيان.

حذف هلند

بعد از باخت هلند به روسيه غمي عظيم مرا فرا گرفت اما در عوض از اين لذت بردم كه روسيه فوتبال زيبا و شناور هلندي را حتي بهتر از خود هلند به نمايش گذاشت.

فوتبال

مسابقات دور مقدماتي جام ملت‌هاي اروپا به پايان رسيد. چند نکته راجع به فوتبال و اين مسابقات به ذهنم رسيد.

1-از وقتي يادم مي‌آد ديدن مسابقات جام جهاني و جام ملت‌ها با رنج و مصيبت فراواني همراه بود. يا امتحانات پايان ترم بود يا کنکور. الانم که اينا نيست، تا نصفه شب نشستن همان و صبح با بدبختي از خواب بيدار شدن و دير به سرکار رسيدن همان (البته امسال من از اين موارد مستثنا هستم و با خيال راحت از مسابقات لذت مي‌برم).

2-هميشه سيدبندي اين مسابقات دچار مشکل بوده و ترکيب گروه‌ها طوري چيده شده که مثلاً آلمان که خداي شانسه هميشه مسيرش تا فينال اتوبانه (شايد چون من از آلمان خوشم نمي‌آد اين حرف رو مي‌زنم. اميدوارم امشب پرتغال حذفش کنه تا دلم خنک شه) و بعضي تيم ها با جون کندن از گروهشون بالا بيان (مثل گروه ‌c مسابقات امسال که چهار تيمي که توي رده بندي جهاني در 12 تيم اول هستن به تور هم خوردن و به ناچار دو تا از تيم‌هاي خوب حذف شدن).

3-يادش به خير سال 2000 که جام ملت‌هاي اروپا در هلند برگزار مي‌شد از اون اول با بقيه کل انداختم که فرانسه قهرمان ميشه با طرفداراي هلند شرط‌بندي کردم و با جشن قهرماني فرانسه کلي حال کرديم. امسال خروس‌ها حذف شدن (البته که حقشون بود) و مانکن‌ها با شانس بالا اومدن. امسال از همون دور اول به هلند دل بستم. هلند امسال واقعاً رويايي بازي مي‌کنه که اميدوارم مزدش رو با قهرماني بگيره.

4-اگه از تماشاي آقاي حاج رضايي و تفسيرهاي بيخودش و گزارش‌هاي خياباني که واقعاً روي اعصاب آدم گل کوچيک بازي مي‌کنه خسته شديد بازي‌ها رو از طريق دو شبکه‌ي Ard das erste يا ZDF به صورت مجاني دنبال کنين و از حواشي اون لذت ببيرين (این رو توی پست قبلی هم گفتم).

5-در کنار اين مسابقات تيم ملي ايران هم با کمک حضرت رقيه و زينب (به قول علي دايي) از گروه خودش صعود کرد. بعد از برد سوريه، خياباني، با يک سوتي به ياد ماندني، شب خوشي را براي همه فراهم کرد که بخوانيد و لذت ببريد: برد تيم ملي را به اعضاي کادر فني خصوصاً تمامي ملت ايران تبريک مي گويم!

6-خوش باشيد تا قهرماني هلند.

پ.ن : آلمان با حساب سه بر دو پرتغال را شکست داد. حالا دیدین خدای شانسه. البته از قدیم گفتن آلمان استاد بازی‌های حذفیه که الحق حرف درستیه

پخش بازي‌هاي جام ملت هاي اروپا

مسابقات فوتبال جام ملت‌هاي اروپا به صورت مستقيم و مجاني روي ماهواره‌ي هاتبرد از دو شبكه Ard das erste و ZDF به صورت نوبتي پخش مي‌شود.

در شهر

جلوي خونه ما يک محوطه باز خاکي وجود داره که سال‌هاست به خاطر اينکه قراره ادامه اتوبان همت ازش بگذره همينطور بلا استفاده مونده. چند وقت پيش يکی از همسايه‌ها داشت خونه اش را به صورت دزدکی می‌ساخت ( براش زير زمين می‌زد) و مقداری از خاک‌هاش رو علی‌رغم اعتراض همه ، شبانه ، در اين محوطه ريخت. اين کار همان و خالی‌کردن خاک به صورت شبانه توسط کاميون‌ها در اين مکان همان.

بعد از کلی تماس با 137 و قسمت‌هاي مختلف شهرداری (بالای 20 تماس در روز) ، شهرداری خاک‌ها را صاف کرد و تقريباً به حالت اول درآورد.

چند وقتی خبری از کاميون‌ها نبود تا ديشب. ساعت چهار و نيم صبح در خواب شيرين بوديم که ناگهان با داد و فريادهای يکی از همسايه‌ها بلند شديم. ما رو ميگی ، فکر کرديم دزد اومده. خودمون رو سريع به جلوی در رسونديم. ديديم همسايه داره پابرهنه ، داد و فريادکنان دنبال دو تا کاميون که با حداکثر سرعت فرار می‌کردند ، می‌دوه. بی انصاف ها ، دو تا کاميون خاک درست جلوی در خونه اش خالی کرده بودند. پلاک کاميون‌ها هم گل مالی شده بود. همسايه هر چقدر دويد به کاميون‌ها نرسيد و آنها فرار کردند.

غرض از نوشتن اين مطلب اين بود که چند وقت پيش در اخبار بود که فردی همين مشکل را داشت و براي جلوگيری از فرار راننده ، جلوی کاميون ايستاده بود که راننده نامرد هم با کاميون از روش رد شده بود. کی فکرش رو می‌کنه برای همچين چيزايی کسی کشته بشه؟ اونم تو مملکتی که همه از صبح تا شب درباره اخلاق شعار ميدن. چطور ميشه جلوی اين افراد رو گرفت؟

افراط و تفریط

 دنيا پر شده از افراط و تفريط.

از يک طرف ورزشکار هاي زن ايراني مجبورند با اين همه لباس وحجاب اجباري به سختي ورزش کنند. از اون طرف در کشورهاي ديگه در چند رشتة ورزشي مثل دووميداني و واليبال ساحلي کم مونده زنان ل.خت ل.خت بيان تو زمين. يعني يک حد وسطي وجود نداره؟

حرف نسنجیده

يکي از خصوصيات بد اکثر ما ايراني ها اينه که خيلي وقت ها بدون فکر حرفي رو مي زنيم و بعد که مي فهميم حرف بدي زديم ، سعي مي کنيم جبران کنيم ولي ديگه کار از کار گذشته.

نمونة جالب اين موضوع در مورد فردي است به نام آقاي رمضاني که رئيس سازمان فوتبال (عجب عنوان مزخرفي) تيم استقلال اهواز است که هر بار که به برنامة نود (يک برنامة فوتبالي) دعوت ميشه دچار اين مشکل ميشه. چند وقت پيش اين آقا به برنامة نود دعوت شده بود. در اون برنامه آقاي نصيرزاده به عنوان کارشناس داوري دعوت شده بود. اين آقا وقتي نصيرزاده در مورد داوري يکي از بازيهاي استقلال حق را به طرف مقابل داد ، به فرودوسي پور (مجري برنامه) گفت :«شما خودت کم بودي ، يه شاگردم برا خودت آوردي». بعد که فردوسي پور گفت : «البته ايشان استاد ما هستن» تازه آقاي رمضاني متوجه اشتباه عظيم خودش جلوي چشم ميليون ها بيننده شد.

ديشب اين اتفاق دوباره براي آقاي رمضاني افتاد. بحث در مورد بستن قرارداد فيروز کريمي به عنوان سرمربي استقلال بود. فردوسي پور گفت : «ظاهراً آقاي کريمي منتظر تراکتور(تيم تراکتور سازي تبريز که اون هم در حال مذاکره با کريميه) هستن و فعلاً جواب نميدن». آقاي رمضاني که متوجه منظور فردوسي پور از تراکتور نشده بود ، گفت : «نميدونم ، ما که منتظر امام زمان هستيم ، ايشون (فيروز کريمي) رو نميدونم». جمله اي کاملاً بي ربط به موضوع که حتي فردوسي پور هم نمي دونست جواب اين گاف رو چي بده.

کاش قبل از حرف زدن يه کم حرفا رو مزه مزه کنيم.

یاد

حدود دو سال پيش توي وبلاگم در ياهو 360 پستي داشتم به ياد کسي که امروز دقيقا خود مطلب رو به صورت نظر برام فرستاده که واقعاً خاطرة اون موقع برام زنده شد و به يادش اين مطلب رو در اينجا دوباره پست مي کنم به اميد اين که هر جا هست زندگي کنه ، لذت ببره و نفس بکشه.

اگر ميداني در اين جهان كسي هست كه با ديدنش رنگ رخسارت تغيير ميكند و صداي قلبت آبرويت را به تاراج ميبرد، مهم نيست كه او مال تو باشد، مهم اين است كه فقط باشد : زندگي كند، لذّت ببرد و نفس بكشد.

 

ارتحال

پيش به سوي عزاداري در سرزمين شمالي!

مد روز

طرف يک سال از صبح تا شب اندي گوش ميده بعد ميره بليط A براي کنسرت شجريان ميگيره!