21 ژوئن 2010 در 8:40 ق.ظ. (شخصي) Tags: قربانی, مرگ, هواپیما, توپولف
توی هوای گرم اهواز هنگام ورود به هواپیما دم در به هر نفر یک بطری آب معدنی میدادند.
دوستم گفت: «یاد قربانی کردن گوسفند افتادم.»
در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایلها کلیک نمایید:
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. ( بیرون رفتن / تغییر دادن )
درحال اتصال به %s
مرا از دیدگاههای پس از این، به وسیلهی رایانامه آگاه کن.
هر نوشتهی تازهای را در نامهدان خود دریافت نمایید.